راز شاد زیستن
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
فرهاد (115)
موضــــوع ها :
۱- شناخت ذهن (14)
۲ - دیدگاه (8)
۳ - روان شناسی موفقیت (4)
۴ - داستان و حکایت (20)
۵ - معرفی کتاب (3)
۶ - شناخت درون (8)
۷ - تمرین و تکنیک (2)
۸ - مثبت اندیشی (5)
۹ - عشق (1)
۱۰ - متفرقه (1)
آرشیـــو :
شهریور 1389 (1)
مرداد 1389 (2)
خرداد 1389 (3)
اردیبهشت 1389 (1)
فروردین 1389 (2)
اسفند 1388 (1)
بهمن 1388 (1)
دی 1388 (3)
آذر 1388 (3)
آبان 1388 (2)
مهر 1388 (1)
شهریور 1388 (1)
مرداد 1388 (2)
خرداد 1388 (2)
اردیبهشت 1388 (5)
فروردین 1388 (3)
بهمن 1387 (2)
دی 1387 (5)
آذر 1387 (3)
آبان 1387 (2)
مهر 1387 (7)
شهریور 1387 (2)
مرداد 1387 (5)
تیر 1387 (4)
خرداد 1387 (6)
اردیبهشت 1387 (4)
فروردین 1387 (3)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (2)
دی 1386 (1)
لینكدونی :
دانستنیها (لیلوی)
سرزمین شقایق های وحشی(نفس)
آرامش با یاد خدا(محسن)
انسانیت ( طهورا)
دانلود پی سی
بهونه ( رویا)
یکی بود، هیچکس نبود (محمد)
از ته دل (مدبر)
هوش هیجانی (فریبرز)
آسمان خیال (اردلان)
آشنا(محسن)
لمس(پیاله)
باران (زهرا)
اندیشه های پارسی (مسعود)
زیبایی شب ( نیکو )
آموزش زبان ( متنوع)
سایت ets (آزمونهای بین المللی زبان )
سایت اصلی تافل
سخن روز
عشقولانه
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
قانون جذب (مهناز )
راز شاد بودن(نازنین سراجی)
راز بهتر زیستن(علی)
راز موفقیت (علی)
گام های موفقیت( سعید )
زندگی زیباست (نجمه)
قانون جذب (مهناز)
احساسی دیگر
موفقیت (موسوی حیدر زاده)
پرتال آموزشی (هومن)
فال تاروت(شکیبا)
قدرت تفکر مثبت (اعظم)
بعضی ها (محمود زاده )
کلید اسرار (کیانمهر)
رنگین کمان
نیروی خلاق (قائزه)
آینده بهتر (رحمان و مهرداد )
معجزه ذهن (شبنم)
زندگی کن (مریم)
آگاهی و موفقیت (فرید)
مدیتیشن(غزال)
قانون جذب (سپیده )
سرزمین رویا
مجله موفقیت
زیر نور مهتاب (آیشن)
پریزاده ( حکایت )
امیدنامه (مهدی)
آیین زندگی(مسعود صفایی)
مهارت های زندگی(دکتر ارباسی)
روانشناسی موفقیت(فاطمه)
حکایتهای آموزنده و زیبا(كویر)
داستانهای پائولو كوئلیو
داستانهای خواندنی
داستانهای کوتاه و جذاب(پت و مت)
موفقیت, قدرتمندی , ثروتمندی(مجتبی)
وبلاگ بزرگ زندگی شاد و موفق
اسرار ازل
سخنان موریس مترلینگ (هومن)
رازهای سر به مهر آفرینش (شاهین)
ماه مهربون (ملیكا)
زندگی شاد و موفق (هنگامه و محمود)
NLP برنامه ریزی اعصاب و روان (وحید)
چگونه درهای صحبت را بگشاییم(مریم)
موفقیت
موفقیت 12(آرش)
قوانین جهانی موفقیت( برایان تریسی)
من میتوانم
زندگی بهتر
انسان بزرگ (شكوفه)
پیشنهادات یک کتاب جیبی
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
158 - آخرراه
اگر در لحظه خواندن این مطلب احساس خوشبختی نمی کنید یا احساس خوشبختی شما کامل نیست . یا شاد نیستید و به مشکلات فکر می کنید به این فکر کنید که وضع ایده ال شما چگونه می بود و در چه حالتی احساس خوشبختی و شادی می کردید .
لطفا برای چند لحظه دست از کار بکشید و چشمانتان را ببندید و زندگی را آنطور که فکر می کنید باید می بود تصور کنید . آنرا تا جایی که می توانید ادامه دهید . تا آخر راه پیش بروید .
زندگی را به طور کامل در ذهنتان زندگی کنید . حتی خود را در پیری ببیند . در سنی که دیگر هیچ آرزویی برایتان نمانده .
اکنون از همین دیدگاه یعنی فرد پیری که آماده رفتن می شود به گذشته نگاه کنید .
آیا باز هم اینگونه می زیستید ؟ آیا آرزوهایتان همین ها بودند ؟
الآن چند سالتان است ؟ سریع نگذشت ؟ یک چشم به هم زدن نبود ؟
اگر پیش کسی که خدمت سر بازی را تمام کرده بروید و از ترس و نگرانی خود در مورد رفتن به سربازی حرف بزنید احتمالا به سادگی به شما خواهد گفت من خدمتم را تمام کردم شما هم می توانید .
از دید او دو سال سربازی اکنون چشم بر هم زدنی بیش نیست اما از دید کسی که اول راه است راهی دراز می نماید .
زندگی هم همینطور است از شخصی که بسیار پیر است و دیگر کار و آرزویی در این دنیا ندارد بپرسید .
شاید بگوید خیلی خیلی طولانی بود اما به یک چشم به هم زدن تمام شد .
آنطور زندگی کنیم که هنگام رفتن آرزو خواهیم کرد
فرهاد داودی
157 - نارسیس
حکایت نارسیس حکایت جدیدی نیست اما چون در این سایت قبلا آورده نشده آنرا می نویسم
نارسیس جوان بسیار زیبایی بود که هر روز به کنار دریاچه می رفت تا در آب زلال آن صورت زیبای خود را ببیند . دریاچه هم هر روز بی صبرانه منتظر نارسیس می ماند تا اینکه یک روز نارسیس که محو تماشای زیبایی خود بود به درون دریاچه افتاد و غرق شد
پس از مدتی پری های دریاچه متوجه شدند آب دریاچه شور شده است و جویای علت شدند . دریاچه گفت مگر نمی دانید نارسیس مرده است . آن قدر گریسته ام که آبم شور شده
.
پری ها گفتند آه آن جوان زیبا مرد؟
دریاچه با تعجب پرسید : مگر نارسیس زیبا بود ؟
پریها نیز تعجب کردند و گفتند او زیبا ترین جوان بود مگر تو این موضوع را نمی دانستی ؟
دریاچه پاسخ داد نه
.
پری ها با تعجب پرسیدند ؟ پس چرا این همه گریه کردی ؟
دریاچه پاسخ داد : آخر من هرروز در چشمان نارسیس می نگریستم و محو تماشای زیبایی خود می شدم
.
156 - مطالعه
پریسا یک از خوانندگان سایت گفته :
من قبلا هم از شما خواسته بودم که اگه می تونید توی زمینه ی درسی هم یه مطالبی بنویسید و ما رو راهنمایی کنید.اخه من دوم دبیرستان،رشته ی تجربیم و می خوام شروع کنم برای کنکور درس بخونم اما اصلا نمی دونم از چی و از کجا باید شروع کنم...من هر روز به وبلاگتون سر میزنم تا شاید شما یه مطلبی در این باره گذاشته باشید............
خانم پریسا بهترین کار اینه که یه مشاور تحصیلی خوب پیدا کنید . کار دومی که می تونید انجام بدید خواندن یک کتاب خوب در زمینه مطالعه مفید و موثر است . مشورت با دوستانی که در درس خواندن و تحصیل موفق هستند نیز کار خوبیست
اما چیزی که من می تونم بگویم اینکه شما باید روحیه درس خواندن را در خودتان ایجاد کنید .
هدف مهمترین قسمت راه است . اولین کار و اولین قدم این است که هدف خود را مشخص کنید . هدفتان بزرگ باشد اما معقول . تا هدف خود را ندانید تلاشتان موثر نخواهد بود .
مثلا اگر می خواهید پزشک شوید هدفتان را قبولی در رشته پزشکی تعیین کنید حال داخل کشور یا خارج کشور یا هر شهری . هدف خود را باور کنید . اگر صدایی درونتان گفت که نه تو نمی توانی با آن صدا مبارزه نکنید بگذارید هر چه می خواهد بگوید شما کار خودتان را بکنید . در و دیوار اتاقتان را پر از نوشته ها و جملاتی بکنید که باهدفتان همخوانی داشته باشند . مثلا بنویسید من پزشک خوب و موفقی هستم .
وقتی چشمانتان را می بنیدید خود را در لباس سفید پزشکی در مطب تان ببینید .
به تردید ها توجه نکنید . اگر دیگران توانستند شما هم می توانید .
بعد از تعیین هدف نیاز به یه وضعیت ذهنی و عاطفی مناسب با هدفتان دارید . کسی که به میدان جنگ می رود باید لباس جنگ بر تن کند .
خود را برای سخت کوشی و تلاش ( نه تقلا ) آماده کنید . کار سختی است اما می تواند لذت بخش هم باشد .
اگر با کتاب ها و درسهایتان قهر هستید با آنها آشتی کنید و سعی کنید خود را به همه درسهایتان علاقه مند کنید حتی عربی . با کتابهایتان دوست و مهربان باشید و آنها را با عشق ورق بزنید چرا که آنها هستند که شما را به هدفتان می رسانند .
اگر از کتاب یا درسی متنفر باشید هرگز نمی توانید مطالب آنرا به خوبی یاد بگیرید .
قدم بعدی رفع موانع ذهنی است . اگر باور دارید که نمی توانید . یا از درسی متنفرید یا در درس خاصی استعداد ندارید اشتباه می کنید . این احساس منفی خودتان است که مانع یاد گیری شما می شود .
باید چنان مطالعه کنید که انگار در حال تماشای فیلم مورد علاقه تان هستید .
از مشورت یک مشاور خوب در زمینه مطالعه استفاده کنید . و کتابهایی در زمینه روشهای مطالعه بخوانید .
دوستانتان بسیار موثرند . اگر با کسانی می گردید که از درس خواندن می نالند یا به آینده امید ندارند و یا حرف از سختی و محال بودن کار می زنند حتما رابطه خود را با آنها قطع کنید و به دنبال آنهایی باشید که موفق هستند و به آینده ایمان دارند و در درس خواندن مصممند .
از خانواده بخواهید به شما کمک کنند و فضای روانی مناسبی برای شما و برای درس خواندنتان ایجاد کنند .
اگر تصمیم جدی گرفتید سعی کنید قدم های اول را با احتیاط و آرام بردارید مثلا روز اول بیست ساعت درس نخوانید بلکه با دو ساعت شروع کنید .
اگر با شروع برنامه ریزی شما موانع بزرگی بر سر راهتان سبز شد نترسید این طبیعی است همه آدمهای بزرگ با مانع های بزرگ روبرو بوده اند . مهم این است که تسلیم نشوید .
تحقیق کنید که کتاب تست کنکور خوب کدام است و از حالا شروع به تست زنی کنید و در تمام درسهایتان جدی باشید و سعی کنید بهترین در کلاس خود شوید
با معلمهایتان دوست باشید تا این احساس خوب شما را به درسشان علاقه مند کند .
خب پریسا خانم اینها رو بخون و اگه باز هم سوالی برات پیش اومد حتما بپرس . مطمئن باش خودت راه رو پیدا می کنی فقط لازمه که قدم اول رو برداری (تعیین هدف )
شاد و پیروز باشی
155 - صدای مزاحم
برای همه ما پیش آمده که ناگهان صدای یک فن یا یک کولر یا یک کامیون ناگهان قطع شود و ما ناگهان متوجه شویم که صدایی وجود داشته که ما می شنیدیم اما متوجه آن نبودیم . جالبتر از آن آرامشی است که بعد از آن حاصل ما می شود . و شاید هم بگوییم خدا پدرش را بیامرزد که این دستگاه را خاموش کرد چه سکوت لذت بخشی .
نکته مهم قضیه این است که ما متوجه این صدا نیستیم و فقط وقتی می فهمیم صدایی وجود داشته که آن صدا قطع شود .
مسائل روحی روانی نیز درست اینگونه هستند . مثل صداهایی و افکار و تصاویری که همواره در مغز ما جریان دارند .اگر برای دقایقی قطع شوند آنگاه متوجه سکوتی بسیار لذت بخش خواهیم شد کا تا قبل از آن تجربه نکرده بودیم .
اما اگر کسی بیاید و بگوید شما مشکل دارید معمولا مقاومت می کنیم و می گوییم ما از نظر روحی و روانی سالم هستیم .
چرا؟ چون نمی دانیم که بیماریی در درون ما ست که نمی گذارد ما لذت واقی درون خویش را تجربه کنیم . تا این عامل مزاحم برطرف نشود ما متوجه این موضوع نخواهیم شد .
اگر دوستان خوبم چنین تجربه ای داشته اند یا توانسته اند این صدا را قطع کنند و از سکوت درون لذت ببرند ما را هم در تجربه خود سهیم کنند .
فرهاد داودی
۱۵۴ - اعتماد به نفس
من برای اعتماد به نفس سه مرحله قائلم
اول اعتماد به نفس حاصل از نادانی
دوم عدم اعتماد به نفس حاصل از آگاهی به نادانی
سوم اعتماد به نفس حاصل دانایی
خیلی ها را دیده ام که ظاهرا مشکلی با خود و با زندگی ندارند بخصوص در سن نوجوانی و جوانی . چیزی برای خجالت کشیدن و یا شرمنده بودن در زندگیشان نیست .
مجبور نیستند به کسی بگویند ببخشید . هنگام بحث و مجادله گویی همیشه حق با آنهاست .
از همه مهمتر هرگز احساس گناه نمی کنند . (احساس گناه بد ترین آفت اعتماد به نفس است )
از اینکه به دیگران احترام نگذارند و یا حتی بی احترامی کنند ابایی ندارند .
هنگام حرف زدن لازم نیست حرفشان را سبک سنگین کنند و از نتیجه آن هرگز خجالت زده و شرمگین نمی شوند .
خلاصه می توانم ده ها مورد دیگر در مورد این گونه آدمها که من بیشتر در دوره نوجوانی در اطرافم می دیدم بگویم .
سالها فکر می کردم این گونه آدمها دارای اعتماد به نفس و شجاعت هستند اما بالاخره فهمیدم که اعتماد به نفس آنها حاصل نادانی و جهالت و پایین بودن سطح آگاهی شان است .
آنها نمی دانند که زشت هستند و نمی دانند زیبایی چیست خود را می بینند و بس و چون نمی دانند میزان نادانی شان چقدر است مشکلی با خود ندارند . و این به ظاهر حد اقل برای من اعتماد به نفس به نظر می آمد .
==========================
و اما دسته دوم در مقابل به نظر آدم های ضعیفی می آیند و گه گاه مورد تمسخر دسته اول نیز قرار می گیرند .
و من بعد ها فهمیدم آنها که ضعف اعتماد به نفس دارند از انسان های دسته اول بر تر هستند چرا که آنها به ضعفها و نوقص و زشتی های خود آگاه گشته اند و این خیلی با ارزش است اما مشکل آنها اکنون این است که توانا یی ها و ارزش های خود را در نیافته اند و نمی دانند هر کرمی که در پیله خود فرو می رود روزی پروانه ای زیبا خواهد شد .
مشکل بزرگ و اصلی افراد گروه دوم این است که عزت نفس ندارند و احساس گناه می کنند .
آنها زود خجالت زده می شوند و در لاک دفاعی فرو می روند
برعکس افراد گروه اول بیشتر حالت تهاجمی دارند و یا همواره در حال انتقاد و تمسخر دیگران هستند . آنها در هر موردی نظر می دهند گویی که در همه علوم کارشناس هستند .
===========================
افراد گروه سوم کسانی هستند که بر جهل خود واقف گشته اند و راه دانایی پیش گرفته اند برخی صاحب قدرت و دانش و ثروت می شوند و بعضی علاوه بر اینها به فروتنی نیز می رسند .
اگر این اعتماد به نفس همراه با عشق و فروتنی باشد بسیار سازنده و مثبت است و اگر به غرور و تحقیر دیگران منجر شود به نوعی نتیجه یک نادانی بزرگتر است .
========================
اعتماد به نفس در کل حاصل عزت نفس است . ما به جای احساس گناه و سرزنش خویشتن (بخاطر کاستی ها و اشتباهاتمان) باید احساس مسئولیت را جایگزین کنیبم و علاوه بر دوست داشتن خودمان (عزت نفس ) دیگران را هم به همان میزا ن با ارزش بشماریم و دوست بداریم (عشق و فروتنی )
برای اینکه بر ارزشهای خود واقف شویم و به عزت نفس برسیم باید شناخت و آگاهی پیدا کنیم و تجربه کسب کنیم
به علاوه دانستن یک مهارت مثل نواختن یک ساز یا دانستن یک هنر یا یک زبان یا هر مهارت دیگری که برای اطرافیان ما جالب باشد می تواند در رشد اعتماد به نفس ما بسیار موثر باشد
=======================
آنان که با زشت جلوه دادن دیگرا ن سعی در زیبا دیدن خود می کننند به جایی نخواهند رسید .
بعضی ها سعی میکنند همیشه در میان افراد ضعیف تر و فقیر تر و کم سواد تر و پایین تر از خود باشند تا بدین گونه احساس بزرگی کنند اما به محض اینکه با فردی بر تر از خود بر می خورند دیوار اعتماد به نفسشان فرو می ریزد .
فرهاد داودی
۱۵۳ - قانون جذب / ۵
کتاب قانون جذب نوشته مایكل لوسیر کتاب معروفی است و بار ها و بار ها د ر سایت های مختلف معرفی شده
البته تنها کتاب موجود در این زمینه نیست اما کتاب خوبیست . سایر کتابهای در زمینه موفقیت نیز به این موضوع اشاره دارند
کتاب راز که متن فیلم راز است نیز در کتابفروشی ها هست .
۱۵۲ - رویا و هدف
چند نفر ممکن است موفق نشوند :
اول آنکه رویا و هدفی ندارد
دوم آنکه رویاهای کوچک و کم ارزشی در سر دارد
سوم آنکه رویای بزرگی دارد اما آنرا باور ندارد
چهارم آنکه رویای بزرگی دارد و آنرا باور نیز دارد اما می خواهد یک دفعه به آن برسد
اگر رویا های بزرگ خود را به قسمت های کوچکتری تقسیم کنید شانس شما بیشتر خواهد بود .
پنجم آنکه رویا و هدف دارد اما در جهت آن حرکت نمی کند یا برای رسیدن به آن تقلا می کند و دست و پا می زند .
اگر تلاش لازم را به عمل آورده ایم اما در رسیدن به هدف تاخیری به وجود آمده بهتر است به جای تقلا کردن و خود را به در و دیوار کوبیدن آرام بگیریم و به ندای درونمان گوش دهیم .
حتی شاید گاه به نفع ما باشد که به آنچه خواسته ایم نرسیم . بعد ها خواهیم فهمید خیر و صلاح ما در این بوده . و چیز بهتری نصیبمان شده . (نصیب رو با کدوم س مینویسن؟ امان از این دیکته )
==============================
اگر هدف و رویایی دارید آنرا باور کنید البته برای اینکه بتوانید آنرا باور کنید حد اقل در ابتدا باید سعی کنید هدفتان منطقی و متناسب با شرایط و تواناییهایتان باشد .
هر چند انسان واقعا قادر به هر کاری هست اما همه محدودیت های ذهن را نمی توان یک شبه شکست و از بین برد .
مثلا اگر درامدتان دویست هزار تومان است در پله اول به سیصد یا چهار صد هزار تومان فکر کنید نه به ده ملیون . اگر در مرحله اول موفق شدید آنگاه قدم دوم را بردارید .
فرهاد داودی
نوشته های پیشین ...